کسی که «عشق در پیری» را آفرید

به گزارش ایسنا، این روزها نمایشنامه «عشق در پیری» نوشته مؤیدالممالک فکری ارشاد با کارگردانی مرتضی فرهادنیا به عنوان یکی از آثار باکس دانشجویی تماشاخانه سنگلج روی صحنه است.

به انگیزه اجرای این اثر نمایشی نگاهی گذرا داریم به زندگی نویسنده آن که جزو نخستین درام‌نویسان کشورمان به شمار می‌آید.

مؤیدالممالک فکری ارشاد، نمایشنامه‌نویس و روزنامه‌نگار عهد مشروطه و صاحب روزنامه‌های «صبح صادق» و «ارشاد» بود.

حالا بیش از ۱۰۰ سال از درگذشت او می‌گذرد ولی یکی از معدود نمایشنامه‌هایش به کارگردانی تازه‌جوانی دانشجو، روی صحنه جان گرفته است.

این نمایش پروژه پایانی دانشجویان و هنرجویان مدرسه سینمایی گوسان است. سحر نعلبند مجد، ملیکا حکمی، سارا داننده، محجوب محمدی، محدثه سوزنده، آوا گردجهان بی گلو، بیتا اکبری، ایلوش یزدان‌پناه، فاطمه سادات مرعشی، یاسمن رحیمی، علی صابونچی رضاپور، میثم بی کی سروعلیاء، محمدامین عرب سالاری، مهدی مجنونی، محمدجواد زاغیان، امیرحسین جعفری ثوره، محمدامین علی‌آبادی، محمدامین نیک‌روش، حسین هاشم‌پور، الطاف ابراهیمی، رضا حاجی حسینی و سینا قبادی در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

اما اجرای نمایشنامه «عشق دیر پیری» به کارگردانی مرتضی فرهادنیا از سه‌شنبه ۱۶ خردادماه در تماشاخانه سنگلج آغاز شده است.

او در سال ۱۲۴۸ خورشیدی در تهران متولد شد. پدرش محمدخان امیرالامرا از بزرگان قاجار بود که فرزند را برای تحصیل به دارالفنون فرستاد. موید الممالک پس از به پایان رساندن تحصیلات خود در دارالفنون و آموختن زبان فرانسه، وارد خدمت دولتی شد و از طرف دولت مرکزی چندبار به حکومت ولایات مختلف چون مازندران و عراق و گلپایگان منصوب شد.

انتهای پیام

منبع: https://www.isna.ir/news/1402032213652/%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF

فرزند دوم او، معزالدیوان فکری نیز از نامداران تئاتر ایران بود و ایرج پزشکزاد که به سبب نگارش رمان مشهور «دایی جان ناپلئون» نویسنده‌ای پرآوازه است، نوه دختری اوست.

  چین از طرح ۱۲ ماده‌ای برای صلح میان روسیه و اوکراین رونمایی کرد

مؤیدالممالک فکری ارشاد همانند میرزاده عشقی که در کنار روزنامه‌نگاری به ادبیات و شعر نیز گرایش داشت، در کنار روزنامه‌نگاری به تئاتر نیز علاقه وافر نشان می‌داد. البته او نیز همچون اغلب هم‌مسلکان خود، روزنامه و هنر را وسیله‌ای برای نقد اجتماعی آن دوره می‌دانست. مویدالممالک که در شیوه نمایشنامه‌نویسی پای در جای میرزا آقا تبریزی نهاد، با این شیوه در آثارش به انتقاد از وضعیت نابسامان مردم پرداخت. برخی از اهل فن معتقدند مؤیدالممالک عناصری را از نمایشنامه‌های میرزا آقا تبریزی می‌گرفت ولی با هوشمندی از آن فراتر می‌رفت و نکاتی مهم‌تر را بیان می‌کرد. نمایشنامه‌های او را در زمره مهم‌ترین نمایشنامه‌های دوره مشروطه به شمار می‌آورند. نمایشنامه «حکام قدیم، حکام جدید» را یکی از آثار خوب دوره مشروطیت می‌دانند که دربردارنده ظرافت‌های نمایشی است.

کسی که «عشق در پیری» را آفرید

هرچند در آن دوران که می‌توان گفت سرآغاز درام‌نویسی مدرن ایرانی است، به جز او نیز دیگر کسانی برای نوشتن نمایشنامه دست به قلم شده بودند، اقدام شگفت‌انگیز او تاسیس یک گروه نمایشی است. او  برای اجرای نمایشنامه‌هایش گروهی با نام آن گروه نمایش عالی ارشاد بنیان نهاد که همین موضوع نشان می‌دهد تا چه حد از هم‌عصران خود پیشی گرفته.

اما او از پای ننشست و سه سال بعد یعنی در سال ۱۲۹۱ روزنامه‌ای تازه به نام «ارشاد» منتشر کرد. این روزنامه آنچنان مشهور شد که از آن پس نام روزنامه به انتهای نام خانوادگی او اضافه شد و او را مؤیدالممالک فکری ارشاد نامیدند.

روزنامه‌نگاری بود در عهد مشروطه که درام‌نویسی هم می‌دانست که هر دو این‌ها در آن دوره، نشان‌گر روشنفکری و تجدد بود.

  رویکرد جدید مصر، تقویت و گسترش همکاری ها با چین در مرحله آتی

در دورانی که صنعت چاپ و نشر چندان فراگیر نشده بود، مویدالممالک این بخت را داشت تا نمایشنامه‌های خویش را در پاورقی روزنامه‌اش منتشر کند و از سوی دیگر در اجراهایش گاه تکه‌هایی از مقالات روزنامه را می‌خواندند.

اما او نیز همچون حسن مقدم، دیگر درام‌نویس ایرانی، عمرش چندان به دنیا نبود و در سال ۱۲۹۵ هجری شمسی بر اثر بیماری حصبه در سن ۴۷ سالگی درگذشت. مویدالممالک فکری ارشاد در طول حیات نه چندانی طولانی خود نمایشنامه‌هایی همانند «سرگذشت یک روزنامه‌نگار»، «حکام قدیم، حکام جدید» و «عشق در پیری» به نگارش درآورد که این آخری، حالا روی صحنه است. گفته می‌شود چند نمایشنامه دیگر هم داشته که اثری از آن‌ها برجای نمانده؛ «سه روز در مالیه» و «سیروس کبیر».

با پیروزی دوباره مشروطه‌خواهان در سال ۱۲۸۸، دوباره به ایران بازگشت. از آنجاکه در آن دوره انتشار روزنامه به عنوان یکی از راه‌های تجدد شناخته می‌شد، به انتشار روزنامه‌ای به نام «پلیس ایران» پرداخت اما هنوز چند ماه از فعالیتش نگذشته بود که به دستور وثوق الدوله بسته شد.